هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی‌ست

 

شنبه ۱۳ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۲۰ ب.ظ هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی‌ست ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر   زان که هرگز به جمال تو در آیینه وهم متصور نشود صورت و بالای دگر “سعدی” (متن کامل شعر در ادامه مطلب)     …

ادامه مطلب

نام تو

 

سه‌شنبه ۱۶ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۰ ق.ظ نام تو پرنده‌ای‌ست در دست من تکه‌ای یخ بر روی زبانم نام تو باز شدن سریع لب‌هاست نام تو چهار حرف توپی گرفته شده در هوا ناقوسی نقره‌ای‌ست در دهانم   صدای نام تو سنگی‌ست که به دریاچه‌ی آرام پرتاب می‌شود…

ادامه مطلب

یک لحظه‌ی درست

 

سه‌شنبه ۱۶ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۵ ق.ظ در برابر این همه ستاره‌ی عریان این همه باران بى سوال، یا چند آسمان بلند وُ چند ترانه از خواب کودکى، تو حاضرى باز آوازى از همان پسینِ پُر بوسه بخوانى!؟   من دلم گرفته، خوابم خراب گهواره ام شکسته است،…

ادامه مطلب

مرا نام تو کفایت می کند

 

سه‌شنبه ۱۶ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۵۰ ق.ظ از حدس و گمان های تو ویران نمی شوم مرا نام تو کفایت می کند تا در سرما و بوران زمان و هفته را نفی کنم مرا که می دانی نه قایق است، نه پارو بر تو خجسته باشد گیلاس هایی…

ادامه مطلب

معرفی سایت خبری صبح مازندران

 

سایت خبری صبح مازندران با پوشش اخبار مهم استان مازندران ، بویژه اخبار شهرهای ساری ، بابل ، آمل ، قائمشهر ، بندپی راه اندازی شد . شما میتوانید با مراجعه به وب سایت صبح مازندران از آخرین اخبار استان مازندران باخبر گردید . مازندران یکی از استانهای شمال کشور هست که…

ادامه مطلب

مرا گاهی نگاهی کن

 

شنبه ۱۳ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۲۳ ب.ظ نمی‌گویم به وصل خویش شادم گاه گاهی کن بلاگردان چشمت کن مرا گاهی نگاهی کن.   “امیرخسرو دهلوی” (۰ لایک) لینک منبع

ادامه مطلب

اگر توانِ ماندنت نیست …

 

شنبه ۱۳ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۴:۴۳ ب.ظ اگر توانِ ماندنت نیست کسی را در آغوش نگیر که سکوت می کند تا صدای نفس هایت را بشنود… کسی را در آغوش نگیر که زود در تو محو می شود که زود عادت می کند… کسی را در آغوش نگیر…

ادامه مطلب

بارانم …

 

شنبه ۱۳ آذر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۴:۴۹ ب.ظ می بارم چشمانی کو که تو را ببینم دهانی که تو را بخوانم گوشی که تو را بشنوم   بارانم می بارم کورمال، کورمال در کنارت.   “شمس لنگرودی”   (۰ لایک) لینک منبع

ادامه مطلب

در ادامه ی شب …

 

سه‌شنبه ۲۵ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۲۲ ب.ظ امروز هم بی «صبحت به خیر عزیزم» ات آغاز شد یک جمله ی ساده که  قادر بود خورشید مرا از پشت کوهها بیرون بکشد بالا بیاورد بنشاند پشت میز صبحانه   من در ادامه ی شب میز را چیدم من در…

ادامه مطلب

به من وعده‌ی دیداری بده

 

سه‌شنبه ۲۵ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۳:۴۱ ب.ظ دکمه‌های پیراهنمخواب انگشتان تو را می‌بینندو کفش‌هایم می‌سوزنددر آرزوی پابه پایی با کفش‌های تو! شالِ مننمی‌تواند خاطره‌ی شانه‌هایت را از خاطر ببرد،شلوارم دنبال می‌کند مرا در خانهو می‌خواهد دوبارهاو را به قدم زدن در کنار تو ببرم…پس چگونه انتظار داری از…

ادامه مطلب
Xبستن تبلیغات