Archive for the ‘شعر نو’ Category

باران صبح …

 

[ad_1] دوشنبه ۲۳ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۲۱ ق.ظ باران صبح نم نم می باردو تو را به یاد می آوردکه نم نم باریدیو ویران کردیخانه کهنه را…   “محمد شمس لنگرودی”   از کتاب: پنجاه و سه ترانه عاشقانه (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

بهترین دوستِ انسان

 

[ad_1] دوشنبه ۲۳ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۲ ق.ظ سرت را قدری بیاور جلوتر تا باز هم آهسته تر بگویم:بهترین دوستِ انسان؛ انسان است نه کتاب. کتاب ها، تا آن حد که رسمِ دوستی و انسانیت بیاموزند، معتبرند، نه تا آن حد که مثل دریایی مُرده از کلمات ِ…

قبولم کن

 

[ad_1] دوشنبه ۲۳ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۴ ق.ظ قبولم کن! قبولم کن، به گونه ی عاشقی که بجز عشق، هیچ چیز ندارد و باورم کن همچون گیاهی از عشق روییدنی از عشق بودنی از عشق، و پناهم بده ای محبوب! امروز در خیابان خلوتی می رفتم که بوی…

موج و صخره

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۲۱ ب.ظ تصویر قشنگی ست برخورد موج با صخره در یک غروب زیبا اما … تا اسیر دریا نشوی نمی فهمی چه جهنمی ست این زیبایی!   درست مثل برخورد تو با من در آن غروب …   “رضا محبی راد”  …

شبی دور از تو

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۲۵ ب.ظ شبی دور از تو – اما با تو-  تا صبح  در آن دوران شیرین ره سپردم  تو را با خود به آنجاها که یک عمر  غمت جان مرا می برد بردم  هزاران بار دستت را به گرمی  به روی سینه…

هر آنچه که هستی، بهترینش باش

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۳۷ ب.ظ اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشیبوته ای در دامنه ای باشولی بهترین بوته ای باش که در کناره راه می رویداگر نمی توانی درخت باشی، بوته باشاگر نمی توانی بوته ای باشی، علف کوچکی باشو چشم انداز…

غنچه توان چید، خار اگر بگذارد

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۴۳ ب.ظ مهره توان برد، مار اگر بگذارد  غنچه توان چید، خار اگر بگذارد  با همه حسرت خوشم به گوشه چشمی  چشم بد روزگار اگر بگذارد … “فروغی بسطامی”   (متن کامل شعر در ادامه مطلب)     متن کامل شعر:   مهره…

دست نیابد کسی به خاطر جمعم

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۴۳ ب.ظ دست نیابد کسی به خاطر جمعم زلف پریشان یار اگر بگذارد   هیچ نگردم به گرد عشق فروغی جلوه حسن نگار اگر بگذارد.   “فروغی بسطامی”   (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

چگونه فریاد بزنم تو را؟

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۶ ق.ظ چگونه فریاد بزنم؟ وقتی گلویم را   آوای نرم زمزمه های عاشقانه مان گرفته است  چگونه فریاد بزنم تو را؟ وقتی تمام گنجشگکان بی پناه خاطراتمان  روی بهار سینه ام خواب دستان تو را می بینند چگونه فریاد کنم؟ با لب…

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى

 

[ad_1] یکشنبه ۲۲ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۹ ق.ظ همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟!   به کسى جمال خود را ننموده‏یى و بینم همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گویى   “فصیح…