Archive for اسفند, ۱۳۹۴

عطر نگاهت

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۳ ق.ظ انگشتانم از کار افتاده اند آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند!   چشمانم تار می بینند آنقدر که انتظارت را خیره مانده اند!   پاهایم ناتوان شده اند آنقدر که عشقت را ایستاده اند!   قلبم اما هنوز  تند…

به تو نزدیک می شوم

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۴ ق.ظ به تو نزدیک می شوم لب روی تن ات می گذارم اما هیچکس نمی فهمد خودم را بوسیدم یا تو را! گفته بودم قبلا: که به برکه ها شبیهی.   “حسن آذری” (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

ترانه‌ی "دو دونه"

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۸ ق.ظ توی خاک باغ خونه یه ‌روزی دست زمونه ما رو کاشت با مهربونی پیش هم مثل دو دونه ما تو باغ مأوا گرفتیم بارون اومد پا گرفتیم دوتایی تو خاک باغچه ریشه کردیم جا گرفتیم غافل از رنگ گلامون غم…

ستاره‌هایم را باور کن

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ ستاره‌هایم را باور کن در شبی نیمه مهتابیکه با یاد تو سحر می‌شودمن از بی‌کران آسمان در این شب تاریکبرای تو ستاره می‌چینمستاره‌هایم را باور کن …خدا می‌داند کابوس‌های من تا چه اندازه هولناک‌اندمن از ترس نبودنت تا صبحچراغ خانه…

از من بگذر

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۷ ق.ظ محبوب من از من بگذر و به فردایی بیندیش که درهای زندگی را در فصلی جدید به روی تو باز می‌کند بعضی چیزها را باید عاشق شوی تا بفهمی بعضی چیزها را شاید هرگز نفهمی! محبوب من عادت، عشق نمی‌آفریند…

می خواهم تمام شهر را باخبر کنم

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۰ ق.ظ می خواهم تمام شهر را باخبر کنم که بدانند صبح بخیرهایت با من چه می کند عجب آشوبی می شود دلم…!   “لیلا صابری منش” (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

شعر بی‌چاره!

 

[ad_1] دوشنبه ۱۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۷ ق.ظ لبخند نمی زنیو پنجره بی چاره می میردو شعربی چاره و با کتِ پاره دور می شود…لبخند می زنیو جان، جانانه نیست. و عشقآی عشقچه بی چاره جان نمی گیرد!   “مهدیه لطیفی” (اسفند ۹۴)   + میلادت مبارک خانم…

به برکه ها می مانی

 

[ad_1] یکشنبه ۹ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۵۲ ق.ظ مشخص نیستند نه جای زخم هایت نه آنان که زخمت زده اند به برکه ها می مانی عزیزم و هر سنگ که زخمی ات می کند در تو آرام می شود. زخم ها زیباترت کرده اند… چون برکه ها که…

انتقال وراثت

 

[ad_1] یکشنبه ۹ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ به جز زیبائی ات چیزهای زیادی هستند که باید انتقال بدهی وراثت را از لبخندت شروع کن از شکل لب‌هایت به وقت بستن زخمم… …   “حسن آذری”   (بخشی از شعر بلند انتقال وراثت / تیرماه ۱۳۹۲) از کتاب: بادها…

سلام می گویم پنجره ها را

 

[ad_1] یکشنبه ۹ اسفند‌ماه سال ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۰۲ ق.ظ سلام می گویم پنجره ها را سلام می گویم کوچه ها را کوچه به کوچه تو را در ترانه هایم می خوانم کسی نمی آید پنجره را به رویم بگشاید کسی که پنجره را رو به کوچه بگشاید انگار کوچه های…