Archive for شهریور, ۱۳۹۵

من چرا دل به تو دادم

 

[ad_1] چهارشنبه ۱۰ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی   دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی   دیگران…

نمی شود بیایی …

 

[ad_1] نمی شود بیایی اینجا بنشینی کنار دلم زانو به زانو بغلم کنی و مثل تمام وقت های دیگر در چشم هایم بخندی.. نمی شود بیایی اینجا و دستانت را روی صورتم بکشی که رد این اشک های لعنتی جا نماند نمی شود بیایی ببینی که “چه اندازه تنهایی من…

آمدنت شیرین ترین اتفاق جهان خواهد شد!

 

[ad_1] سه‌شنبه ۹ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۳۱ ق.ظ می دانی؛ من نشسته ام، شمرده ام. دلتنگی اولین حس دنیا نیست. اولین حس یک رابطه نیست. یک رابطه هیچ وقت با دلتنگی شروع نمی شود. من اول تو را می بینم. خوب که نگاهت می کنم در تمام تنم…

باور میکنی…!؟

 

[ad_1] سه‌شنبه ۹ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۳ ق.ظ اگر بگویم: “دیشب بعدِ بوسیدنت وقتی داشتی بِر و بِر نگاهم میکردی همان لحظه که دستِ من و موی تو عشق را به بازی گرفتند، درست قبلِ بیدار شدنم بال درآوردم” باور میکنی…!؟   “آریا نور”   (۰…

دستش را بگیر

 

[ad_1] سه‌شنبه ۹ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۸ ق.ظ دستش را بگیر با عشق نوازشش کن دعوتش کن به یک رقص بگذار با قدم‌هایی که به سویِ تو می آید از خودش دور شود شاید نمیدانی آغوش یک مرد گاهی دنیایِ زنی را خراب می کند گاهی، آباد دستش…

ای که گاهت سر ناز است

 

[ad_1] سه‌شنبه ۹ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۵۰ ق.ظ ای که گاهت سر ناز است و گهی روی نیاز من همان روی نیازم که سر نازم نیست   “شهریار” (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

حس خوبی‌ست در آغوش خودت پیر شوم

 

[ad_1] دوشنبه ۸ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۵۴ ق.ظ حس خوبی‌ست در آغوش خودت پیر شوم اینکه یک عمر به دستان تو زنجیر شوم آسمانم شوی و تا به سرم زد بپرم با نگاه پر از احساس تو زنجیر شوم حس خوبی‌ست نفس های تو را لمس کنم آنقدر…

ما زن ها از یک روز به بعد تمام می شویم

 

[ad_1] می گویند: “مردها در عشق قانون ساده ای دارند بخواهندت برایت می جنگند نخواهندت با تو می جنگند”   اما من مردهایی را می شناسم که درست وقتی می خواهندت با تو و خودشان می جنگند آنقدر می جنگند تا از تو و خودشان ویرانه به جای بگذارند و…

شاید تو باشی

 

[ad_1] دوشنبه ۸ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۹ ق.ظ نباید خالی بمانند این دست ها راستش را بخواهی دلم هوای دستی را کرده وسیع مثل دشت گرم مثل خورشید محکم مثل سایه ها …   که باشد و بشود به اعتبارشان جنگید آه دورترها یک نفر دست هایش را…

بی تو …

 

[ad_1] دوشنبه ۸ شهریور‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۲۰ ق.ظ والله که شهر بی تو مرا حبس می شود آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست.   “حضرت مولانا“     (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع