Archive for مهر, ۱۳۹۵

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

 

[ad_1] چهارشنبه ۷ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۲۳ ب.ظ عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر   هر که جز عاشقان ماهی بی‌آب دان مرده و پژمرده است گر چه بود او وزیر.   “مولانا”   + ۸ مهرماه،…

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

 

[ad_1] پنج‌شنبه ۸ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۴۷ ق.ظ حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم   چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانی‌ست روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم   “حافظ” ————————————   حجاب چهره جان می‌شود غبار…

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

 

[ad_1] سه‌شنبه ۶ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۱۹ ب.ظ هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود   آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود، از دل و از جان نرود.   “حافظ”…

دستت را بده

 

[ad_1] سه‌شنبه ۶ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۲۹ ب.ظ دریا عمیق استتنهایى، عمیق تر دستت را بدهبا هم دست و پا بزنیمپیش از آن که غرق شویم. “شهاب مقربین” (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

 

[ad_1] چهارشنبه ۷ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۵۰ ق.ظ روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر خرمن سوختگان را همه گو باد ببر   ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر   “حافظ” (۰ لایک) …

عشق

 

[ad_1] عشق بیماری وخیمی بود، خلسه ای بین مرگ و بی هوشیدردهای همیشه مشترکی، زخم بی بستر همآغوشی عشق یعنی هوایی ات بودن، عشق یعنی تو را نفس بکشمضربانم تویی که زنده منم، که درون رگم تو می جوشی عشق یعنی حواس هم باشیم، عشق یعنی لباس هم باشیماز من…

عاشقت شدم که …

 

[ad_1] یکشنبه ۴ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۰ ق.ظ عاشقت شدم که وقتی پاییز شد و هر کسی رفت توی لاک خودش کسی باشد که هوای این بی قراری ام را داشته باشد عاشقت شدم که صبح های ابری بهانه ی لبخند باشی که صدایت طعنه بزند به خش…

شوق

 

[ad_1] هرچه آمد به سرم تا به ابد پای شماستچون دلم عاشق و درگیر معمای شماستمستی روز و شبم را به شما مدیونمفکر من یکسره پیش قدو بالای شماستخوب من هیچ کسی مثل تو در دنیا نیستماه شاید فقط اینجاست که همتای شماست آنقدر خوب تو را خلق نموده است خدا که…

آتش دل

 

[ad_1] یکشنبه ۴ مهر‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۱ ق.ظ آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم. “رهی معیّری” (۰ لایک) [ad_2] لینک منبع

سلام

 

[ad_1] سلام زخم دهان وانکرده در غربتنکشته است ترا مثل من اگر غربتسلام وسعت تنهاییم در این زندانرفیق گم شده در های هوی سنگستانسلام رفته ازین خانه بیخیال دلمسلام حال دلم را بپرس حال دلمبه خنجری که ترا خورد و خورده ام سوگنندبه زخمهای فراوان گرده ام سوگندپس از تو…