Archive for آبان, ۱۳۹۵

قلبم را نشانه بگیر

 

[ad_1] چهارشنبه ۵ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۴۰ ق.ظ محبوبم! قلب، امن ترین عضو بدن است و شاید برای همین است که ما همیشه عشق و دردهامان را آنجا پنهان می کنیم. اینکه مثل یک راز سربسته؛ در سینه ام پنهانی، چیز عجیبی نیست…! تو عشقی، تا زنده بمانم…

خاطره

 

[ad_1] یکشنبه ۹ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۰۷ ب.ظ می میرم ازین عشق و کسی را خبری نیست  گسترده شد آفاق و مرا بال و پری نیست    می خندم و از خنده ام آویخته صد اشک  می گریم و از اشک به چشمم اثری نیست    من مانده…

اجازه می‌دهی آرزویت کنم؟

 

[ad_1] یکشنبه ۹ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۳:۲۵ ب.ظ اجازه می‌دهی آرزویت کنم؟  من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم… بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذار همه بگویند “بیچاره دیوانه شده”  من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم موهایت را شانه…

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

 

[ad_1] یکشنبه ۲ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۵۹ ب.ظ تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد   بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد.   “مولانا”     عکس از خودم. تابلو یادگار یک دوست….

زبان دل

 

[ad_1] گر زبان بیست کشور را بلد باشی به عمر گر زبان دل نفهمی زندگی را باختی … ( شهرام نصیری ) [ad_2] لینک منبع

مهربانم مهر به آخر رسید!

 

[ad_1] یکشنبه ۲ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۲۳ ب.ظ مهربانم مهر به آخر رسید! اولین باد پاییزی نبودی.. یعنی نمی‌خواهی اولین بارش آبان را اینجا باشی!؟   اصلاً دلت طاقت می‌آورد دستت در جیب بارانی من نباشد!؟ طرّه‌ی مشکی موهایت از خیسی فر نشده باشد و من نگاه نکنم…

وعده ی پاییز

 

[ad_1] اکنون مرا بهار دل انگیز دیگریآورده است وعده ی پاییز دیگریویرانه های خانه ی من ایستاده اندچشم انتظار حمله ی چنگیز دیگریتا مرگ، یک پیاله فقط راه مانده استکی می رسد پیاله ی لبریز دیگری؟آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشکباقی نمانده از تن من چیز دیگریتهران…

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست

 

[ad_1] یکشنبه ۲ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۲۶ ب.ظ تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست   اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم فغان که در کف من اختیار باید و نیست   چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست…

تو

 

[ad_1] من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنیدل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منیدیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که جان در…

کی پروانه خواهی شد؟

 

[ad_1] دوشنبه ۳ آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ  کسی از غیبتِ پنهانِ ستاره به دریا نمی‌رسد ما سکوتِ سختِ‌ این همه راه را به دندان شکسته‌ایم پس تو … تنفسِ ناتمامِ من کی، کی پروانه خواهی شد؟   “سیدعلی صالحی”   برگرفته از مجموعه های “چیدن محبوبه‌های شب”…